عید دیدنی
سلام عشقم،نفسم،عمرم،
عیدت مبارک زندگی،سال92 سال زمینی شدن توست
تو تموم نفسهای منی،تو..زندگیه مامانی،تو داروندار مامانی،
تو با تکونات به مامانی عمر دوباره میدی،تو تموم رویاهای مامانی...
عسلم،شیرینم،کی بشه بیای تا من تورو بخورمت چون جیگری،خومزه ی من!
پسر گلم،نمیدونی چه سفره هفت سینی درست کردم،خعلی ناناسه،



تموم قشنگیش به اون تخم مرغ رنگیهاست که امسال شده 3تا و
اون 3تا ماهی گلی!
توت فرنگیه من،امسال همه بامن در مورد تو حرف میزدن،حتی زنعموهای بابایی نمیدونستن شما پسملی یا دخمل!!
و منم با افتخار میگفتم پســــــــــره قربونش بشم.
تو این ایام عیدی تا الان اینقده شیرینی و شکلات خوردم،البته خیلی زیاد هم نه،و شما هم ایگده ناناس تکون میخوردی که نگو و نپرس.
هرجا میرفتم شما ابراز وجود میکردی و حسابی تکون میخوردی،
راستی از همه مهمتر شب دوم عید بود که من دراز کشیدم رو تخت و داشتم باهات حرف میزدم،
توهم اینقد وروجک بازی دراوردی که حد نداشت،بابایی هم اومد و دستشو گذاشت رو دلم و شما هم که نمیدونم چرا وقتی بابایی دستشو میذاره رو دلم اصلا تکون نمیخوری،احتمالا داری با دست بابا آرامش میگیری.
ولی اون شب اصلا مارو دیوونه کردی،من شروع کردم به لالایی خوندن و بابایی هم که دستشو گذاشته بود رو دلم آروم نوازشت میکرد،تو هم اینقد تکون خوردی و باباجونت هم دستشو برداشت و فقط به شمکم نگاه کرد،اینقد ماااااااه شکمم بالا پایین میرفت که من آروم آروم اشک میریختم و بابایی هم که چشاش گرددددددد!!
آخه من تکونالتو با چشم دیده بودم ولی باباجونی تاحالا ندیده بود،
وقتی شما تکون میخوری من همیشه به همون حالتی که هستم میمونم تا شما راحت برا خودت بازی کنی ،و اون شب هم همینطور دراز کشیدم تا تو راحت باشی،
حالا توهم از بازی و شیطنت دست برنمیداشتی و شاید بگم نیم ساعت بازی و شیطونی داشتی.
خوب جدیدا من که میخوابم شما خیلی شیطنت میکنی،و نمیذاری من بخوابم،باباجون ِ من،با مامان بخواب ،با مامان بیدار شو.!!!
خوب راستی عروس عموی بابا که نی نی تو دلش داشت نی نیش روز اول عید بدنیا اومد،
هنو ندیدمش ولی خیلی ذوق دارم ببینمش،
اسمش هم خعلی نااااااازه،اسمشو گذاشتن بهار!
پسرِ مامان این اسم برات آشنا نیست؟؟؟؟؟
آخه یکی هست با این اسم که خعلی دوسِت داره
خلاصه بگم نی نیِ پسر عموی بابا منو بدجور هوایی کرده،
تا دو روز خواب میدیدم تو بدنیا اومدی و دیگه ............
مشهد هم نی نی عروس خاله بدنیا اومد.
راستی شما اولین عیدی رو از پدر جون گرفتی دستشون درد نکنه50 تومان به شما گل پسرم عیدی دادن،
راستی نفس مامان فردا صبح هم ما3نفری میریم مشهد،
میریم پیش عزیز جوون اینا،میریم حرم .....
خوب گل پسری دیگه من برم،اخه امروز صبحونه نخوردم و الان خعلی گرسنمه،
آخه گفتم که خانوم دکتر منو دهوا کرد و گفت اضافه وزن داری!!منم امروز دیدم گرسنم نیس هیچی نخوردم،
البته شما هروقت گرسنت شد حتما خودت تغذیه رو شروع کن.
خوب پسرم خوب رشد کن و تپلی شو!
یه بوووووووووووووس آبدار برا تو هلوووووووووووو



عید دیدنی
